|
آلبوم تنهائی من |
|||
|
درباره وبلاگ |
به آلبوم شبی تا سحر نظر کردم........به یاد عمر گذشته شبی سحر کردم |
||
|
سلام به همه فهرست اصلی آرشیو موضوعی پیوندها
ترفندهای باحال برای آدمهای باحال
حالمان بد نیست کم غم میخوریم... پیوندهای روزانه نوشته های پیشین طراح قالب |
|
شعر از سهراب
سلام بچه ها.
اولا میخواستم از همه شما معذرت بخوام اگه با ارسال پست قبلیم یه کم نگرانتون کردم و تشکر کنم از همتون به خاطر همراهیتون. ثانیا میخواستم یه شعر از سهراب بنویسم که دوست خوبمون «مهناز» ازم اینو خواسته پس خواهشاْ اگه خوندید و خوشتون اومد نظر یادتون نره. آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است
نوشته شده توسط مجید در سه شنبه سی ام آبان 1385 ساعت 8:41 موضوع: ادبیات و شعر | لینک ثابت التماس دعا
سلام بچه ها
بچه ها بیایید یه لطفی بکنید هممون دستمون رو رو به آسمون خدا دراز کنیم و ازش واسه یکی از دوستامون که یه عمل خیلی سخت در پیش داره دعا کنیم و طلب شفای عاجل واسه این دوست خوبمون داره. پس لطفا دستت رو بیار بالا و روت رو به طرف خدا کن و بلند بگو : اللهم اشف مرضانا اللهم اشف مرضانا اللهم اشف مرضانا ایشالا خدا جواب دل همتون رو بده.
نوشته شده توسط مجید در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 12:39 موضوع: عرفان | لینک ثابت
سلام ببخشید اگه چند روز نبودم آخه حال و حوصله آپیدن رو نداشتم ولی امروز یه کم سر حالم و میخوام آپ کنم. بابا چند بار بگم اگه دوست دارید درباره مطلبی بنویسم تو نظرات بذارین حتما واستون در اون مورد مینویسم پس منتظره نظرات زیباتون هستم. حالا چند بیت شعر از حمید مصدق مینویسم امیدوارم که خوشتون بیاد. تکدرخت
این غروب غمزده بر من ببار بر برگهای بی طراوت من اما اب عقیم بی نم باران گذشت و رفت عابر به سوی من بر شاخسار من بر شاخسار بی بر و برگم نظر فکن اینجا هر چند چشمه سارا روان نیست بنشین بنشین دمی و بر من تنها نگاه کن عابر این هیچ التفات شتابان گذشت و رفت ای پر کشیده جانب ناهید و ماه و مهر جولان دهنده در دل این واژگون سپهر هشدار بیم غرش توصان هشدار بیم بارش و بوران است بر شاخسار من بنشین اما پرنده هیچش به دل نه بیم ز توفان گذشت و رفت هان آهوی فراری این صحرا تا دوردست می نگرم صیاد نیست در پی صید تو بازگرد قدری درنگ در بر من قدری درنگ کن آهو چون برق و باد هراسان گذشت و رفت شب می رسید و روز دلخسته از درنگ افسرده از بسیط بیابان گذشت و رفت
نوشته شده توسط مجید در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 17:58 موضوع: ادبیات و شعر | لینک ثابت
فروغ فرخزاد می خواهم در باره شاعری بنویسم که در یاد و خاطر میلیونها انسان جاوید شده؛ شاعری که از احساس خود میگوید و با هر شعر خود ما را با احساساتش همراه می کند. می خواهم در باره پریشادخت شعر معاصر ایران فروغ فرخزاد بگویم. اینم چند تا عکس از مرحوم فرخزاد. اینم چند بیت شعر از فروغ پر فروغ: چرا توقف کنم چرا ؟ بچه ها امیدوارم که خوشتون بیاد نظر فراموش نشه . التماس دعا.
نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 ساعت 10:40 موضوع: ادبیات و شعر | لینک ثابت زیارت سلام به همه سلامی به شوق و شور زیارت و سلامی به شیرینی بوسیدن ضریح آقا. امیدوارم که حال همتون خوب باشه. این پستم به معنیه یه خداحافظیه کوتاه و موقت چند روزه است آره درست فهمیدین بالاخره آقا ما رو هم طلبید و من خیلی خوشحالم گر چه خوب میدونم به هیچ وجه لایق نیستم ولی آقا قربونش برم اینقدر مهربونه که بی لیاقتهاش رو هم میطلبه. بچه ها از این که این چند مدت همراه من بودید خیلی ازتون ممنونم ولی یه خواهش از همتون دارم اونم اینکه خواهشا حلالم کنید. در ضمن این یه سفر زیارتی سیاحتیه مجردیه راستی اگه قابل بودیم دعامون کنید. یا حق. السلام علیک یاعلی بن موسی الجعفر ((ع))
نوشته شده توسط مجید در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 16:38 موضوع: عمومی | لینک ثابت تبریک
عید سعید فطر بر همه شما عزیزان مبارک
نوشته شده توسط مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 13:3 موضوع: | لینک ثابت عرفان (باران"حلقه مشکی")
سلام.
مطلب امروزم به خواسته دوست خوبم باران در مورد عرفان هست گر چه میدونم شاید اونی که مد نظر ایشون بوده نشده و من ازشون معذرت میخوام اگه اونی که میخواستن نیست چون واقعا اطلاعات من در این زمینه کم هست و نتونستم اون چنان باید و شاید در این مورد اطلاعات کسب کنم و تحقیق کنم ولی در کل سعی کردم پیش درآمدی از پیدایش عرفان رو اینجا بیارم و چند منبع اینترنتی در مورد عرفان رو مینویسم که اینشالا قابل قبول باشه. مقدمه ای بر شناخت عرفان در پیدایش عرفان نمیتوان به تاریخ مشخصی از حیات آدمی اشاره کرد اما میتوان تصور نمود گام نخست انسان در کسب معرفت و شناخت ، طلوع اندیشه های عرفانی است.این آغاز با شروح حیات آدمی پیوند خورده و در طی زمان به غنای آن افزوده شده تا اینکه در مقطعی از زمان میتوان نمونه هایی براین سیر تکاملی اشاره کرد که عمده محققین آنرا نقطه اوج اندیشه های عرفانی در نظر گرفته و به اصطلاح تقویم زمانی را برای عرفان از این به بعد منظور کرده اند. در هر حال دادن تعریفی مشخص ازعرفان نیازمند به توجه به مشرب فکری هریک از معتقدین به ادیان مشخصی است چون هریک از جریانات عرفانی متاثر از دین و آئینی هستند که در آن رشد یافته اند. در هریک از ادیان شیوه ای از پرستش وجود دارد که خدا را نه در شکل خاص و ترس از عذاب و کیفر و به امید پاداش بلکه از سر مهر و محبت و دوستی می پرستند( به تعبیری از روی عشق ) و این اشتراک در شیوه خود اشتراکات فطری را به میان میکشد که در سرشت معنوی انسان به ودیعه نهاده شده و سرچشمه بسیاری از نیات و افعال آدمی است. این اندیشه ممکن است در هریک از ادیان ومکاتب تقریر شود که در اجماع نهایی با اصلاح برخی برداشتهای هر تعبیر و بیان که متاثر از روح مذهبی آن مکتب است به نمونه های مشابهی در شیوه و سلوک برخورد می کنیم که همان عرفان است. هدف عرفان ارتباط با خدا بطور مستقیم ونزدیک است که از آن به شهود تعبیر میشود. این مهم در شرایطی عملی میشود که دیگر مدعی شناختن در بین نباشد زیرا شناختن محتاج به دو امر شناسنده و شناخته شده است در حالیکه عرفان در مسیر کسب معرفت به جایی میرسد که فقط حقیقت باشد و از خود نشانه ای باقی نمی ماند و این مقام فناست که عموم مکاتب عرفانی در آن وحدت نظر دارند. عرفان را میتوان به راه میانه ای در مقابل دو نظریه اصالت ماده و اصالت تصور تعریف کرد.زیرا در کنار قبول ادراکات حسی برای نیل به حقیقت آنرا مقدمه ای بر شناخت میدانند و تا زمان حیات تجربه آنرا برای سالک ضروری میدانند اما در آن متوقف نمیشوند. عارف در پی مشاهده باطن حقیقت است که خود مستلزم قطع پیوندهای مادیست تا با حقیقت ازلی که آغاز و انجامی ندارد به وحدت برسد. تجربه ای مافوق تجربه های معمول و متداول. عرفان ایران ضمن برخورداری از غنای فرهنگی ایران باستان و اندیشه های حکمت خسروانی که در فلسفه اشراق متجلی شده است در دوره های بعد از تعالیم عالیه اسلام در تربیت معنوی و تقویت ابعاد روحی و روانی بهره مند شده است. عرفان اسلامی بطور مشخص به تصوف اطلاق میشود در حالیکه هنوز هم اظهار نظرهای متفاوتی در اینباره صورت می گیرد که حوزه عرفان را از تصوف جدا نموده و سعی در انحرافی خواندن تصوف دارند. نظر دیگری هم در این باب هست که گفته میشود تصوف عرفان ایرانی - اسلامی است. در حالیکه بنا به روایات تاریخی نام صوفی برای اولین بار به ابوهاشم کوفی اطلاق شده که در حوزه سرزمین های عربی بوده هرچند ممکن است توجه به سابقه تاریخی شهر کوفه داشته باشند که ترکیبی از اقوام مهاجر بوده به دلایل نظامی در حدفاصل سرزمین عرب و عجم بنا شده بود و بسیاری از اینان ریشه در مردم عجم( ایرانی تبار) داشتندو البته این نظر چندان صحیح به نظر نمیرسد. با این وصف عرفان و تصوف اسلامی در ایران از رشد و بالندگی بسیاری برخوردار بوده و حوزه های جغرافیایی چون خراسان و کرمان و اصفهان جلوه بیشتری دارند. هفت وادي عرفان 1- مقام توبه 2- ورع 3- زهد 4- فقر 5- صبر 6- رضا 7- توکل. ده حال هم بر این هفت وادی ذکر کرده اند: عطار در مصيبت نامه پنج وادي تصور کرده است و در منطق الطير هفت وادي. از قرار زیر : 1- طلب 2- عشق 3- معرفت 4- استغنا 5- توحيد 6- حيرت 7- فقر و فنا موضوعات عرفان دیدگاه عرفانی نسبت به مسائل ملهم از اندیشه های عارف به جهان پیرامون خود و موضوعات اساسی ان است. مهمترین آنها را میتوان به قرار زیر و فهرست وار اشاره کرد: 1-آفرینش: عارف ، جهان ملموس و عینی را واقعی نمیداند و در نظر وی خلقت مانند آینه ای است که یک روی آن سیاه و کدر و روی دیگر آن صاف و روشن است. انچه کدر است همان جسم است و جهان مجموعه ای از این اجسام و پدیده ها.اما صورت روشن و صاف آن ورای همه تعینات است و آنچه خداوند برا ی تجلی سیمای خود خلق کرده و آن حقیقت خلقت است . 2-ماهیت روح:عرفا معتقد به وحدت روح هستند و استاند آنان به آیات قرآنی در این باب است(انعام-98)(لقمان-28).از نظر عرفای اسلامی خدا ، حق است و واحد است. پس آنچه که یگانه حق است،ابدی است. خلقت انسان نیز منشا همین اصل است و خلقت دو گانه ای نیست. آنچه در ظاهر است کالبد است و انچه در باطن است روح است. در تشریح این نکته اهل عرفان واردمباحث روحی نمیشوند و با استاد به قرآن ، آنرا لطیفه ای الهی دانسته که علم بشر در آن راه ندارد. 3-وحدت وجود:ارتباط نزدیکی با نظریه ماهیت روح دارد. عارف با نفی دنیا تنها یک حقیقت را شاهد است که وجود دارد و باقی در متن آن وجود ، موجودند و صاحب حیات و جنبش.هر آنچه هست اوست و باقی هم جزئی از اویند نه جدا از او. مانند نسبت قطره و یا موج با اقیانوس.هرکدام از این دو مجزی از اقیانوس قابل تصور نیستند. جهان هم سراسر خلقت خداست و چنانکه گفته شد تنها وجود ابدی و ازلی است.نکته مهم در این میان آنست به مفاهیم این وحدت توجه شود و اول آنکه بدانیم این وحدت عددی نیست و اینکه وحدت امری حقیقی است و کثرت اعتباری. علیرغم برخی تفاوت در اقوال عرفا و صوفیه موضوعات مشترک و مبادی ، مصادر و اهداف واحدی بین آنان برقرار است. این هم چند تا کتاب که اینشالا بتونه کمکتون کنه: فیه ما فیه اثر مولانا. رساله عرفان اثر کوثر همدانی. رساله انسان در عرف و عرفان اثر حسن زاده آملی. الهی نامه اثر حسن زاده آملی. آیت عرفان اثر خلیل منصوری. اقبال شیمل اثر خسرو ناقد. آنه ماری شیمل (زندگی نامه عارف آلمانی) ترجمه حسن لاهوتی. دوست خوبم باران امیدوارم تونسته باشم شما رو در رسیدن به هدفتون هر چند خیلی کم کمک کرده باشم. التماس دعا
نوشته شده توسط مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 10:34 موضوع: عرفان | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||